خرید بک لینک

همه چیز اونقدر خوبه که انگاز دارم خواب میبینم. زندگی رو میگم. آره بیدارم و اینو میگم.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 21:57

سلام الان که مینویسم خونه ام. واقعیت اینه که من خیلی دیسترکت.. نه راستش دیسترکت نیستم. مشکلم بیشتر اینه که اون کاری که میخوام بکنم رو اون قدر بزرگ و نشدنی میبینم که حتی شروعش نمیکنم. یعنی کاملا اینطوریه که اگه یه قدم حتی کوچیکِ اولیه رو بردارم بقیه ش آسونتر میشه

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 3:39

باید بعضی وقتا بشینی توی غصه ت. بغلش کنی بذاری بیاد همه انرژیتو بگیره و ببره. اتفاقا آهنگای غمگین رو پلی کن. اتفاقا برو عمیقا توش. من غصه میخورم. از اینکه اینجا دوستام پدر و مادرشونو نزدیکشون دارن. و خواهر و برادراشونو. و دوستای نزدیک و صمیمیشون رو. اگر ایران اون وضعیت رو نداشت ما مجبور به این مهاجرت گسترده نمیشدیم. البته که من هنوز هم اسم کاری که کردم رو مهاجرت نمیذارم. من دارم امتحان میکنم. من میتونم هر لحظه که اراده کنم برگردم ایران. پیش پدر و مادر و خواهر و برادرام! ولی نمیخوام. و این مهمه. این نخواستن نشانۀ یک تصمیمه. که نباید کوچک شمرده شه. اینکه من چرا این انتخاب رو کردم نباید اینقدر مورد تحقیر واقع شه که الان توی ذهن خودم موردش واقعه. چه حرفای مهمی رو دارم میزنم امروز اینجا ساعت دو و هفت دقیقه بعد از ظهر چهارشنبه  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 3:39

نمیتونم بگم چه قدر از تصمیم احمقانه ای که گرفته م شرم دارم. گظشضطز منظورم خریدن این مک بوکه که وای خدای هرچی از خوشگلیش بگم کمه. ولی در عین حال قدیمیه. یعنی برای یک سال و نیم پیشه. و اینکه خب یه ماه دیگه یه مدل جدید میاد و اگه تو میخوای بری زیر بار قرض برای خریدن یه مک بوک چرا صبر نمیکنی مدل جدیدشو بگیری؟ نمیدونم. نمیدونم. کامبیوتر شخصی که خونه دارم خیلی هم خوبه فقط کمی سرعتش کمه. که عیب نداره. بهتر از مانی اضافه خرج کردنه. اینجا نوشتم مانی چون کیبورد روی این مک هنوز اون حرفی که دوست دارم رو نداره که بتونم باهاش فارسی بنویسم مانی! فهمیدی؟ :)))  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 3:39

یه خیانتکار درست و حسابیم. آدرس خونشو پیدا کنم یه نامه بنویسم براش: دوست دارم خیلی زیاد و تو یه دنیای موازی دنبالت میگردم. پیدات میکنم. دستاتو میگیرم صاحبت میشم! مال من میشی. نه که اون مدل مالکیتِ منفی و اینا. یعنی. باهم شکوفه ویگن میخونیم نگاهت میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

دلم میخواد خواب ببینم. از اون خوابهایی که موقعشون غرق لذت میشم. تو خوابم به آرزوم میرسم. به عینِ آرزوم. تو اوج امنیت و آرامش به آرزوم میرسم. دلم میخواد یه شب تو همین شبا خواب تورو ببینم. که هستی. و هیچ مانعی نیست برای با تو بودن. اصلا دنیا یه دنیای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

میشه اینم بگم که وقتی به بهترین و قابل اطمینان ترین و امترین و مطمئن ترین و راحت ترین پارتنری که میشه داشت فکر میکنم (یا حداقل تا کمی پیش تر که اعتقادات مذهبیش رو مخم نیاد) سین. ها. تنها گزینه ممکن ذهنم بود. فکر میکردم با اون قراره خوشبختترین و بهتریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

دنبال یه راهی میگردم که قبل شروع ترم فرار کنم. قبل از اینکه زمان جلوتر بره فرار کنم. همین امروز از فردا فرار کنم. هر روز از آینده. اگه یه روز واقعا بشه، چی میشه.. خیلی خوب میشه. شایدم خیل یخوب نشه. شاید نتیجه ش خیلی بدتر باشه. مرگ اونقدر ناشناخته اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

داشتم مینوشتم آیم لاست این د میدل آو نو ور و این حرفا که دیدم واقعا از این عبارت و معنیش خیلی دورم. خیلی زیاد! واقعا از موقع نوشتن جمله بالا فکر کنم یه هفته میگذره. تو این یه هفته اتفاقای زیادی افتاده فکر کنم. نمیدونم شایدم کم از یه هفته گذشته. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

دانشجوی خوبی نبودن طعم خوبی نداره. کارمند خوبی نبودن. هم گروهی خوبی نبودن پارتنر خوبی نبودن.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

تو از اونایی هستی که ازت خبری نمیشه و میگایی آدمو. مشخصه. از جمالات و کمالاتت. بچه ی در روو و نمونی هستی. نمیمونی. ثابت هیچوقت. نمیدونم. عجیب غریب و فلان هستی. اما نازی. دوست دارم. عیبی نداره. هرچی بشه دیگه مهم نیست. یعنی نه که مهم نیست.. منظورم اینهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

بد بودن هم حدی داره. تنبل بودن بی مسئولیت بودن دیر کن بودن دقیقه نودی بودن . من حد همه بدی ها رو گذروندم. کاش یک روز بتونم خودمو ببخشم.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 13:14

Im so dumb. I know. I am. I hate how dumb I am. I am so stupid. I suck. I do. shit. yes. the fuck do we want to do now. nothing. just SHIT>

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 8:04

چیزی که از اولین لحظههام توی این جا تجربه کردم. چیزی که هنوزم کمل بهش عادت نکردم و راستش اصا هم دلم نمیخواد بهش عادت کنم چون اونوقت خودم هم دچارش میشم، بی احساسی توی صورتِ آدمای اینجاست. خب منظورم چیه؟ منظورم اینه ک

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

احتمالا پنجشنبه این هفته شب ولنتاین یعنی 13 فوریه 2020 رو قراره هیچ وقت فراموش نکنم. سرشار هیجان شدم.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:18

صفحه بندی